Video Thumbnail
Inside Book Thumbnail 1
Inside Book Thumbnail 1

قایق‌های کاغذی و زیتون‌های صلح

در بندرگاه بزرگ، کشتی عظیمی به نام «ایران» آرام گرفته بود. زینب، با چادری که به سیاهی شب و وقار کوهستان بود، کنار پله‌های کشتی ایستاده بود. او مأموریتی بزرگ داشت. کیفش پر بود از قایق‌های کاغذی که خودش با دقت ساخته بود و روی هر کدام، پیامی برای بچه‌های محاصره‌شده نوشته بود.

  • سن: 0-4
  • نمایش
  • آموزش
  • بارگزاری تصویر
120000
سفارشی سازی برای Female
مدت 0-4
ژانر Female
ژانر
سال تولید 1404
پست standard، expres